تبليغاتX
" خیالکده "
" خیالکده "
پيكرتراش پيرم و با تيشه خيال / يك شب تو را از مرمر شعر آفريده ام
یه شب ساکت که بی خوابی به سرت زده و روی سکو ی خونه نشستی و گستاخانه ماه و دید میزنی ،یه اتفاق قشنگ حواستو پرت می کنه .... :


جیر ،جیر، جیر ،

تقدیر ;

جیر جیرک تنهاست !

شب  ،شب ،شب،

سوت و کور ، بی صداست

پر از سیاه ... سیاه ...

برگ  ... برگ ... برگ ...

تنها پناه  ، پناه ...

پناه !

ناگهان

 _جنبش برگی از درخت همسایه _

تنهای شب آرام ندارد

دل به دریا می زند :

دلدادگی از دل سکوت

با گفتگو آغاز می شود :

جیر  ... جیر ...  جیر ... ؟

جیر  ،جیر  ، جیر    ...  !


تراشيده شد به تاريخ دهم آذر 1388 با تيشه ي خيال  پیکرتراش پیر
سلام ...

گاهي وقتا مثل حجم زيادي از آب كه به خالي يه ليوان كوچولو هجوم مياره ... چيزي منو پر ميكنه ...

و هي مي لرزم و مي لرزم ....از هرچه پيش آمده و نيامده  و نخواهد آمد ... فقط به اميد كسي يا چيزي  بايد بود ...

 

ميان گمراهه ي تباه  ،

به سمت پرتگاه آه

مسيح من باش !

به دَم ،

قسم

تا هلاك،فاصله از

لحظه بي رمق تر است ،

و من

چون غرور شيشه

در حادثه سنگ ،

پر از هراسم ...!!

 


تراشيده شد به تاريخ بیست و هفتم آبان 1388 با تيشه ي خيال  پیکرتراش پیر

يه عده اي درباره ي آغاز دنيا به بيگ بنگ (انفجار بزرگ) معتقدن اما خب من نظرم چيز ديگه ايه !! :




از شب صدا ساختي

آنچنان كه سياهي

به سكوت نشست.

 ... و آفتاب

آينه دار شد

آن هنگام كه نور

از چشمت چكيد .

دست به گيسوي گندم بردي

زنده شد نسيم ، نفس كشيد .

و گامهايت

رفتن را به جاده آموخت

آنچنان كه دستهايت

جوانه را به جنگل

و لبهايت شكفتن را  به گل !

آري

اينچنين آغاز شد دنيا ،

دنياي من !


تراشيده شد به تاريخ دوازدهم آبان 1388 با تيشه ي خيال  پیکرتراش پیر

مي شود تو باشي ؟

از بس كه تازه اي

مثل نفس درمي كشم تو را !

مثل شراب

هر لحظه مي چشم تو را !

مي شود تو باشي ؟

فانوس ، ستاره ...

خيال ، خاطره ...

مي شود ، تو باشي ....


مي شود تو باشي ؟!



تراشيده شد به تاريخ بیست و نهم مهر 1388 با تيشه ي خيال  پیکرتراش پیر

به دره ي بي انتهاي زوال افتاده اي ،

اگر اين سقوط آزاد

خواب است

بگو چيست پايان كابوس ؟

و گر نه

كجاست انتهاي اين

دهان باز نيستي

كه تو

همچنان سقوط مي كني ،

و حتي نمي رسي ؟



تراشيده شد به تاريخ بیست و یکم مهر 1388 با تيشه ي خيال  پیکرتراش پیر
Blog Skin